سه‌شنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۰

کپی برابر اصل








چند روز پیش فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی رو دیدم. فیلم، روایت روان و زیبایی‌ست از ارتباطی متفاوت بین یک زن و یک مرد. زنی صاحب گالری عتیقه و اهل فرانسه، و مردی نویسنده و اهل انگلیس. داستان آشنایی آن دو از آنجا شروع می‌شود که مرد نویسنده برای شرکت در جلسه‌ای و گرفتن جایزه خود به فلورانس که محل زندگی زن صاحب گالریست می‌رود. فردای روز جلسه، زن همراه مرد می‌شود برای نشان‌دادن شهر. ارتباط آنها از زمانی شکلی متفاوت به خود می‌گیرد که در یک قهوه‌خانه کوچک و محلی، صاحب قهوه‌خانه، آنها را زن و شوهر تصور می‌کند. آنجاست که خواهش درونی زن، تمام وجودش را فرا می‌گیرد. خواهش تصور عشقی که وجود نداشته. عشقی که وجود نداشته، اما او می‌خواهد که هستیش را باور کند. هستیه عشقی عمیق و کهنه. هستیه عشقی که نیست، اما از مرد می‌خواهد که آن را برایش بسازد. و چه دلنشین تصور این عشق، بین آن دو به تصویر کشیده می‌شود. یک کپی از عشق، برابر اصل.
...
همیشه به این مساله عقیده داشتم که یک کپی هر چقدر هم که خوب باشه، باز کپیه و اصل نیست. اما کیارستمی تو این فیلم، خلاف اون رو نشون داد. نشون داد که شاید برای یک دل تشنه، یک کپی خیلی ساده کافی باشه برای سیراب شدن. با خودم که دقیق‌تر فکر می‌کنم، می‌بینم که چقدر زیادن این کپی‌های برابر اصل در دنیای اطراف ما. مثلا، یک روستایی دل‌ساده‌ که به عشق رسیدن به امامزاده‌ای، کیلومترها طی می‌کنه، مگه چیزی جز یک کپی ساده از اصل می‌خواد. امامزاده‌ای که کپیه اصلی، چون خدای اون روستاییه. یا اون جوونی که به زور صد جور مخدر می‌خواد برای مدتی از خودش بی‌خود بشه، مگه چی می‌خواد جز یک کپی ساده از آرامش. و یا بیماری که داروی مسکن مصرف می‌کنه به امید کاهش درد، چی می‌خواد جز یک کپی از درمان. 
هممم...،
کپی یا اصل؟ مسکن یا درمان؟ شاید مسکن،‌ شاید هم درمان. اما آیا درمانی هست؟

8 نظر:

  1. آقا ضمن اینکه می خواستم بگم هر چند ما از عباس خوشمون نمیاد اما دوس می داشتیم این فیلم رو ببینیم و تو چطوری پیداش کردی و اینا می خواستم بگم اینی که یادم دادی عمل کرد منتها یارو وقتی می زنی صفحه ش رو نمیاره . فیلتره . باهاس با فیلتر شکن رفت بازش کرد . و فکر کن واسه وبلاگ خودت هم مثل بالاترین برخورد کنی یعنی با فیلتر شکن بری . آره دیگه . اینجوری ه . نکنه من اشتباه می کنم ؟

    پاسخحذف
  2. عزیز الان دیدم می شه تو وبلاگ تو ریپلای تو کامنت رو زد و صفحه ش میاد . من باهاس چی رو تنظیم کنم که درست شه واسه خودم ؟
    و اینکه ببخش هی میاد ازت سو استفاده می کنم . و اینکه رمان من رو خوندی ؟ اسمش فیس بوک ه . توی وبلاگ م زیر کتاب هست

    پاسخحذف
  3. ببخش که همه ش منم . فکر کنم فهمیدم قضیه چیه . ببین . این گفته باید بلاگ آی دی ت رو اضافه کنی . من نمی دونم باهاس به چی یا کجاش اضافه کنم . اگه می دونی که حتما می دونی که واسه خودت رو درست کردی به من هم بگو . دنیایی ممنون

    پاسخحذف
  4. فهمیدم . و عذر که شما رو در نگرانی ها و اکنون در شادی های کودکانه م سهیم کردم . قررررررررربونت

    پاسخحذف
  5. شرمنده ها . ولی باز به مشکل بر خوردم . این اچ تی ام ال ی که میاد هر وری که رفتم باهاش نتونستم یه کاری کنم چیزی که مینویسم بیاد زیر نظری که می خوام جوابش رو بدم . فقط فهمیدم که علامت سوالا می تونن جواب من باشن . تازه اگه اینو هم کامل فهمیده باشم . چرا نمیای سر بزنی به وبلاگ ت جواب بدی بهم ؟ چیه خب ؟ نادونم دیگه

    پاسخحذف
  6. نیستم اسکایپ . اینترنت دایال آپ و ...
    این آیدی یاهو مسنجر . از می شه اینجا ادامه بدیم پرس و جو رو . باز هم مرسی . باز هم عذر

    sin_e_hashtom

    پاسخحذف
  7. قضیه اینه که فقط وفتی می زنی رو اسم اون کسی که جوابش رو دادی ، صفحه میاد بالا رو کامنت همون .
    همین .
    و اینکه وا ؟ ایران نیستی تو ؟
    عجب روز و روزگاری ه .
    نمی دونم خوش حالی یا نه . ولی اگه خوش حالی منم خوش حالم .
    سربلند بمونی رفیق . و ممنون

    پاسخحذف